مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
تو از سوز دل و از غربت حیدر خبر داری تو از تنهـایی اولاد پیغـمـبر خبر داری تو همچون نور در صُلب حسین ابن علی بودی تو از سوزِ دل صدیقۀ اطهر خبر داری عموی کوچک تو قاتل خود را ندید اما تو خود از آنچه پیش آمد به پشت در، خبر داری تو میدانی علی با چاه کوفه شب چهها میگفت تو از ناگفتهغمهای دلِ حيدر خبر داری تو با جد غریبِ خود به دشت کربلا بودی تو از قلب وی و داغ علیاکبر خبر داری تو روی شانۀ خورشید دیدی ماه کوچک را تو از پیکان و ذبحِ حنجر اصغر خبر داری تو دیدی عمهات زینب کنـار قتلگاه آمد تو از بوسیدن آن نازنینحنجر خبر داری تو میدانی که «میثم» از فراقت سوزد و سازد تو از این بندۀ بیدست و پا، بهتر خبر داری |